چندین ماه از زمانی که آخرین بلاگ خود را نوشتم میگذرد. واقعا عطای بلاگ نویسی رو به لقای آن بخشیده بودم چرا که با این سرعتهای امروزی دردسر نوشتن یک بلاگ به اندازهٔ دردسر درست کردن و خوردن یک ناهار و شام روی هم هست. به هر حال، دست از تنبلی برداشتم، مطلب خودم رو آماده کردم و شروع به پست کردن مطلبم میکنم که هر چه من و تو سکوت کنیم اقتدار طلبان خوشحال تر تر میشوند و کمی بی درد سر تر مشغول چپاول املاک من و تو میشوند.
واقعا که ما را چه میشود؟ واقعا فکر میکنم که اینترنت پر سرعت رو اینطوری بستن تجاوز به حقوق من و تو هست. پا گذاشتن روی کانال ارتباطیِ من و شما یعنی بستن چشم و گوش من و تو. این دقیقا به این معنی هست که "هر چی فقط خودمون بگیم درست هست و هر چی دیگران میگویند رو شما نشنوید". سوال من از شما توجیه کننده اقتدار طلب (به عبارت دیگر بسیجی مخلص و متعهد) این هست که آیا بینایی و شنوایی مهم تر است یا انرژی هستهای؟ اشتباه نکنید، من خودم ترجیح میدم که ما هم انرژی صلح آمیز هستهای داشته باشیم، ولی شما که با ما صلح آمیز نیستین، چطور میخواهید که بقیه کشورها (به عبارت دیگر استکبار) باور کنند که این انرژی هستهای رو علیه آنها استفاده نخواهید کرد؟
شما که توجیه میکنید که اینها جلوی پیشرفت ما را گرفتهاند، لطفا کمی استقبال از پیشرفت از طرف خود شما به من نشان بدهید که چشمهای من کور شد از بس دنبال پیشرفت گشتم. شما که خودتان بهتر میدانید که آیا تحریمها جلوی پیشرفت ما را گرفتهاند یا اینکه نداشتن انرژی هستهای. توجیه نکنید لطفا، فقط کاری کنید که خودتان هم باورتان بشود! اینجوری که پیش میروید یک نفر هم حرف شما را باور نمیکند قربان! حالا هم که تحریم هم هستیم، شما خودتان با بستن چشم و گوش مردم و بستن اینترنت جلوی پیشرفت بیشتر مردم را میگیرید و این را همه میدانند.
خبر بدی برای شما دارم. بنده به عنوان یک عضو ناچیز از این مردم، دوباره فعال شدم!
