۱۳۹۰ آذر ۱۶, چهارشنبه

اینترنت پر سرعت حق مسلم ماست!





چندین ماه از زمانی‌ که آخرین بلاگ خود را نوشتم می‌‌گذرد. واقعا عطای بلاگ نویسی رو به لقای آن بخشیده بودم چرا که با این سرعت‌های امروزی دردسر نوشتن یک بلاگ به اندازهٔ دردسر درست کردن و خوردن یک ناهار و شام روی هم هست. به هر حال، دست از تنبلی برداشتم، مطلب خودم رو آماده کردم و شروع به پست کردن مطلبم می‌کنم که هر چه من و تو سکوت کنیم اقتدار طلبان خوشحال تر تر میشوند و کمی‌ بی‌ درد سر تر مشغول چپاول املاک من و تو می‌‌شوند.

واقعا که ما را چه می‌‌شود؟ واقعا فکر می‌کنم که اینترنت پر سرعت رو اینطوری بستن تجاوز به حقوق من و تو هست. پا گذاشتن روی کانال ارتباطی‌ِ من و شما یعنی‌ بستن چشم و گوش من و تو. این دقیقا به این معنی‌ هست که "هر چی‌ فقط خودمون بگیم درست هست و هر چی‌ دیگران می‌گویند رو شما نشنوید". سوال من از شما توجیه کننده اقتدار طلب (به عبارت دیگر بسیجی‌ مخلص و متعهد) این هست که آیا بینایی و شنوایی مهم تر است یا انرژی هسته‌ای؟ اشتباه نکنید، من خودم ترجیح میدم که ما هم انرژی صلح آمیز هسته‌ای داشته باشیم، ولی‌ شما که با ما صلح آمیز نیستین، چطور می‌خواهید که بقیه کشور‌ها (به عبارت دیگر استکبار) باور کنند که این انرژی هسته‌ای رو علیه آنها استفاده نخواهید کرد؟

شما که توجیه می‌کنید که اینها جلوی پیشرفت ما را گرفته‌اند، لطفا کمی‌ استقبال از پیشرفت از طرف خود شما به من نشان بدهید که چشم‌های من کور شد از بس دنبال پیشرفت گشتم. شما که خودتان بهتر می‌دانید که آیا تحریم‌ها جلوی پیشرفت ما را گرفته‌اند یا اینکه نداشتن انرژی هسته‌ای. توجیه نکنید لطفا، فقط کاری کنید که خودتان هم باورتان بشود! اینجوری که پیش می‌روید یک نفر هم حرف شما را باور نمی‌‌کند قربان! حالا هم که تحریم هم هستیم، شما خودتان با بستن چشم و گوش مردم و بستن اینترنت جلوی پیشرفت بیشتر مردم را میگیرید و این را همه می‌دانند.
خبر بدی برای شما دارم. بنده به عنوان یک عضو ناچیز از این مردم، دوباره فعال شدم!

۱۳۸۹ اسفند ۲۶, پنجشنبه

تکان دهنده ترین عکسی که از زلزله و سونامی ژاپن دیدم


به این عکس خوب بنگرید. یک دنیا در آن معنی میتوان یافت. یک سرباز ژاپنی نوزادی را که از سونامی نجات داده، در آغوش خود گرفته و به او لبخندی پر از امید و محبت می زند. زنده ماندن این نوزاد چهار ماهه به ما می آموزد که در اوج فلاکت و شوربختی هم میتوان زیبایی، امید و زندگی دوباره را پیدا کرد حتی اگر همچون یک نوزاد آسیب پذیر و بی دفاع باشید. چقدر زیباست نگاه پدرانه این سرباز که مرا یاد آور آغوش مطمئن و امن پدرانه است که در هر شرایطی آرامش و امنیت را برای این نوزاد فراهم می آورد. 

از طرف عضوی کوچک از ملت ایران به مردم ژاپن، تسلیت میگویم و امیدوارم ما را در غم خود شریک بدانید.
این عکس توسط عکاس ژاپنیِ آسوشيتدپرس،هيروتو سکيگوجی (Hiroto Sekiguchi/AP) گرفته شده است. با تشکر از دوستان بالاترین که به من در پیدا کردن خالق این اثر کمک کردند.

۱۳۸۹ اسفند ۲۰, جمعه

راهی جز سقوط برای این نظام نمانده است

نظامی که رهبرش این چنین بینش نداشته باشد که دوست و دشمن خود را از هم تمایز ندهد پا بر جا نخواهد ماند.  کنار رفتن رفسنجانی بیش از اینکه ضربه ای به خود او باشد ضربه ای سهمگین به خامنه ای خواهد زد. 

رفسنجانی همیشه از او دفاع کرده بود. همیشه درست و نادرست را به او نشان داده بود. رفسنجانی تنها سنگر باقیمانده خامنه ای بود که راهی هر چند شکننده برای ملایم کردن فضا ودری به روی بازگشت به نقطه تعادل برای او باز میگذاشت. فقط او بود که نمی دید و یا می دید و نمی فهمید. خواص بی بصیرت در وهله اول لقبی است که لایق شخص خود خامنه ای است. 

در همین زمینه ببینید: یاد داشت محسن کدیور پس از کنار رفتن رفسنجانی و این یاد داشت جالب از وبلاگ اسپینوزا. 

و این گونه انقلاب مردم دزدیده شد...

این را به تازگی در وب سایت بالاترین دیدم. و اینگونه بود که انقلاب ایران این گونه از دست مردم دزدیده شد. مواظب باشیم بعدی را پس از پیروزی تند رو ها از ما ندزدند...

لینک بالاترین در اینجا. لینک ویدئو در YouTube اینجا ...

" تاریخ این سخنرانی ۲۶ مرداد ماه سال ۱۳۵۸ هست، یعنی فقط چهار ماه پس از تاسیس جمهوری اسلامی. متن کامل سخنرانی را میتوانید در کتاب «صحیفه امام»، جلد نهم، صفحات ۲۸۱-۲۸۴ پیدا کنید.متن صحبتهای آیت الله به شرح‌ زیر است: اگر ما از اول كه رژيم فاسد را شكستيم و اين سد بسيار فاسد را خراب كرديم، به طور انقلابي عمل كرده بوديم، قلم تمام مطبوعات را شكسته بوديم و تمام مجلات فاسد و مطبوعات فاسد را تعطيل كرده بوديم و روساي آنها را به محاكمه كشيده بوديم و حزب هاي فاسد را ممنوع اعلام كرده بوديم و روساي آنها را به سزاي خودشان رسانده بوديم و چوبه هاي دار را در ميدان هاي بزرگ برپا كرده بوديم و مفسدين و فاسدين را درو كرده بوديم، اين زحمت ها پيش نمي آمد. من از پيشگاه خداي متعال و از پيشگاه ملت عزيز عذر مي خواهم، خطاي خودمان را عذر مي خواهم. خطای خودمان را عذر میخواهم. ما مردم انقلابي نبوديم [این قسمت از فیلم حذف شده: دولت ما انقلابي نيست، ارتش ما انقلابي نيست، ژاندارمري ما انقلابي نيست، شهرباني ما انقلابي نيست، پاسداران ما هم انقلابي نيستند، من هم انقلابي نيستم.] اگر ما انقلابي بوديم، اجازه نمي داديم اينها اظهار وجود كنند. تمام احزاب را ممنوع اعلام مي كرديم ، تمام جبهه ها را ممنوع اعلام مي كرديم، يك حزب! و آن "حزب الله، حزب مستضعفين ! و من توبه مي كنم از اين اشتباهي كه كردم. و من اعلام مي كنم به اين قشرهاي فاسد در سرتاسر ايران كه اگر سر جاي خودشان ننشينند ما به طور انقلابي با آنها عمل مي كنيم." 

۱۳۸۹ اسفند ۱۸, چهارشنبه

انتقاد از خود، نقطه قوت جنبش سبز


برای جنبش سبز وجود نیک آهنگ همان قدر لازم است که وجود موسوی. نگذارید که صحبت های طائب شما را از راه به در کند و هر گونه انتقاد از موسوی را در راستای حمایت از حکومت تلقی کنیم. هوشیار باشیم اما از راه به در نشویم. 

فراموش نکنیم که این موسوی و کروبی  که امروز این چنین قهرمانانه در پی احقاق حقوق مردم گام بر میدارند با موسوی و کروبی  حتی دو سال پیش تفاوت های بزرگی دارند  دلیل این که این گونه پیشرفت کرده اند این است که چشم و گوش خود را باز گذاشته که هر گونه انتقادی که از وی میشود را بشنوند و در صورت لزوم اشتباهات خود را تصحیح کنند  وجود  انتقاد نقطه قوت جنبش سبز است و این گونه است که این جنبش به طور پویا شکل میگیرد و در برابر بد اندیشی تاریک اندیشان واکسینه می شود.   نیک آهنگ و موسوی و دیگران همه سر یک بار را از زمین بلند کرده اند و جهت حرکت این بار با نیروی اندیشه و تعامل همه تعیین می شود. مواظب باشیم که این بار را کسی رها نکند که بارش بر شانه دیگران بیشتر سنگینی میکند.   

۱۳۸۹ اسفند ۱۶, دوشنبه

آسايش دو گيتي تفسير اين دوحرف است با دوستان مروت با دشمنان مدارا

دوستان را آنچنان نزنیم که به دشمنان بپیوندند. هر چند که صحبتهای اخیر آقای مهاجرانی درباره اینکه هیچ نقطه خاکستری در عملکرد اقتصادی آقای خامنه ای وجود ندارد دوستان بسیاری از جمله این نگارنده  کوچک را رنجاند، جا دارد که به ایشان تذکر جدی دوستانه ای بدهیم ودر عین ابراز مخالفت جدی خود با ایشان جا را برای اصلاح این سخنان برای وی باز بگذاریم.شاید باد نباشد که چند چیز را یادآوری کنیم:  
فراموش نکنیم که اندکی از پیشرفت فرهنگی دوران اصلاحات را مدیون سیاست های تساهل و تسامح ایشان در دوران وزارت ارشاد ایشان هستیم. جا دارد که برای ایشان هنوز در جمع همراهان جایی باقی بگذاریم.    
ایشان از میان افرادی که نزدیکی زیادی به طیف اصلاح طلب نظام دارد، بعد از انتخابات از اولین افرادی بودند که رسما موضعگیری علنی خود را در مورد عدم عدالت آقای خامنه ای در رسانه ای  رسمی همچون تلویزیون BBC  اعلام کرد و نظر داد که خامنه ای از شرایط رهبری ساقط شده است. 
لازم است در این شرایط تلاش کنیم در عین داشتن اختلاف عقیده وحدت و یکپارچگی خود را در به دست آوردن هدف مشترک خود حفظ کنیم. 
 
همچنین لازم است همفکری را شروع کنیم تا تدبیری اندیشه شود که نیروهای سرکوب گر را به سمت مردم و به سوی  اعتراض مردمی جذب کنیم. جدایی آنها از بدنه سرکوب امتیاز بزرگی برای جنبش مردمی است، حتا اگر به مردم نپیوندند و بخواهند فقط از سرکوب دست بردارند. در این زمینه راهکار های متعددی وجود دارد و باید تک تک آنها را امتحان کرد. یکی از موثرترین این روش ها گسترش خواست های جنبش سبز به زمینه های اقتصادی و معیشتی می باشد چرا که بدنه این نیروها ارتباط زیادی با قشر محروم و فقیر این جامعه دارد و شمول این خواست ها در منشور جنبش سبز میتواند همراهی فکری این افراد را با حرکت مردمی به همراه داشته  باشد.   

۱۳۸۹ اسفند ۱۲, پنجشنبه

لزوم وجود شعار‌های معیشتی و اقتصادی جهت همراه کردن اقشار بیشتر مردم



اگر می‌خواهیم اقشار گوناگون به حرکت مردمی بپیوندند باید خواسته‌های صنفی و منطقی‌ آن اقشار را در نظر بگیریم. فراموش نکنیم که بخش عظیمی‌ از اعتراض‌های مردم مصر و تونس، اعتراض به بیکاری، فساد اداری و به نبودن امکانات رفاه و آسایش عمومی‌ بود. این گونه بود که دیدیم آن مردم با تمام وجود از حرکتشان دفاع کردند و این حرکت اعتراضی همچون آتشی که بر خرمن زده باشند شعله ور شد و در نهایت با پیوستن کارگران و کارمندان به اعتصاب سراسری بساط دیکتاتوری برچیده شد.

درست است که اگر دموکراسی برقرار باشد و مطبوعات و رسانه‌های عمومی‌ بتوانند به راحتی‌ به این مسائل اعتراض کنند و از روابط پشت پرده پرده برداری کنند این گونه فساد‌ها و بی‌ کفایتی‌ها به مرور زمان اصلاح خواهند شد اما نکتهٔ مهم تر این هست که قشر محروم جامعه از آنجایی که به شدت از وضع روزانه‌ خود رنج میبرد آنچنان که باید توانایی روحی‌ دفاع از اصلاحات سیاسی را نداشته و نمی‌تواند داشته باشد چرا که یا در گذشته این موارد به بی‌ کفایتی اصلاح گران سیاسی منجر شده بود و یا اینکه میوهٔ این اصلاحات هنگامی رسیده بود که سکان مملکت به دست محافظه کاران افراطی افتاده بود.

به عبارت دیگر اصلاحات سیاسی در یک سیر معمولی‌ حدودا یک دهه طول میکشد که به اصلاحات معیشتی و اقتصادی این اقشار منجر شود و همین روند طبیعی اتفاقات منجر به این میشود که محافظه کاران (که معمولاً چنگ‌های خود را برای بدست آوردن شریان‌های اقتصادی تیز کرده اند ) با دادن شعار‌های اقتصادی و معیشتی دوباره صاحب قدرت میشوند. این گونه هست که با اینکه در عمل صاحب قدرت شدن آنها به ضرر اقشار فرودست تر منجر خواهد شد اما اینها به شدت در زمینهٔ جذب اقشار محروم (حتا اگر درصدی کوچک باشند تجربه ثابت کرده است که میتوانند موجی بزرگ تولید کنند) موفق بوده‌اند. و اما داستان همیشگی‌ متأسفانه دوباره تکرار میشود که با بدست آوردن قدرت، این قدرت در دستان افراد محدودی متمرکز خواهد شد و طبعا این اقشار در نهایت ضعیف تر شده و به حالت قبل از اصلاحات و یا بدتر باز می‌‌گردند.

به عقیده نگارنده جنبش سبز اگر می‌خواهد به پیروزی برسد و همراهی قشر بزرگ تری از مردم را داشته باشد باید بطور جدی شعار‌های معیشتی و صنفی را در سر لوح برنامه‌هایش مطرح کند. این کار دو فایده مهم دارد، یکم اینکه این جنبش را به انجام اصلاحات اقتصادی متعهد می‌کند و دوم اینکه محافظه کاران را در بهره‌وری و سؤ استفاده از این اقشار به سود خود آچمز می‌کند.

چه خوش گفت شاعر بزرگ مولانا که این گونه سرود:

هر کسی‌ از ظن خود شد یار من   از درون من نجست اسرار من