۱۳۸۹ اسفند ۱۲, پنجشنبه

لزوم وجود شعار‌های معیشتی و اقتصادی جهت همراه کردن اقشار بیشتر مردم



اگر می‌خواهیم اقشار گوناگون به حرکت مردمی بپیوندند باید خواسته‌های صنفی و منطقی‌ آن اقشار را در نظر بگیریم. فراموش نکنیم که بخش عظیمی‌ از اعتراض‌های مردم مصر و تونس، اعتراض به بیکاری، فساد اداری و به نبودن امکانات رفاه و آسایش عمومی‌ بود. این گونه بود که دیدیم آن مردم با تمام وجود از حرکتشان دفاع کردند و این حرکت اعتراضی همچون آتشی که بر خرمن زده باشند شعله ور شد و در نهایت با پیوستن کارگران و کارمندان به اعتصاب سراسری بساط دیکتاتوری برچیده شد.

درست است که اگر دموکراسی برقرار باشد و مطبوعات و رسانه‌های عمومی‌ بتوانند به راحتی‌ به این مسائل اعتراض کنند و از روابط پشت پرده پرده برداری کنند این گونه فساد‌ها و بی‌ کفایتی‌ها به مرور زمان اصلاح خواهند شد اما نکتهٔ مهم تر این هست که قشر محروم جامعه از آنجایی که به شدت از وضع روزانه‌ خود رنج میبرد آنچنان که باید توانایی روحی‌ دفاع از اصلاحات سیاسی را نداشته و نمی‌تواند داشته باشد چرا که یا در گذشته این موارد به بی‌ کفایتی اصلاح گران سیاسی منجر شده بود و یا اینکه میوهٔ این اصلاحات هنگامی رسیده بود که سکان مملکت به دست محافظه کاران افراطی افتاده بود.

به عبارت دیگر اصلاحات سیاسی در یک سیر معمولی‌ حدودا یک دهه طول میکشد که به اصلاحات معیشتی و اقتصادی این اقشار منجر شود و همین روند طبیعی اتفاقات منجر به این میشود که محافظه کاران (که معمولاً چنگ‌های خود را برای بدست آوردن شریان‌های اقتصادی تیز کرده اند ) با دادن شعار‌های اقتصادی و معیشتی دوباره صاحب قدرت میشوند. این گونه هست که با اینکه در عمل صاحب قدرت شدن آنها به ضرر اقشار فرودست تر منجر خواهد شد اما اینها به شدت در زمینهٔ جذب اقشار محروم (حتا اگر درصدی کوچک باشند تجربه ثابت کرده است که میتوانند موجی بزرگ تولید کنند) موفق بوده‌اند. و اما داستان همیشگی‌ متأسفانه دوباره تکرار میشود که با بدست آوردن قدرت، این قدرت در دستان افراد محدودی متمرکز خواهد شد و طبعا این اقشار در نهایت ضعیف تر شده و به حالت قبل از اصلاحات و یا بدتر باز می‌‌گردند.

به عقیده نگارنده جنبش سبز اگر می‌خواهد به پیروزی برسد و همراهی قشر بزرگ تری از مردم را داشته باشد باید بطور جدی شعار‌های معیشتی و صنفی را در سر لوح برنامه‌هایش مطرح کند. این کار دو فایده مهم دارد، یکم اینکه این جنبش را به انجام اصلاحات اقتصادی متعهد می‌کند و دوم اینکه محافظه کاران را در بهره‌وری و سؤ استفاده از این اقشار به سود خود آچمز می‌کند.

چه خوش گفت شاعر بزرگ مولانا که این گونه سرود:

هر کسی‌ از ظن خود شد یار من   از درون من نجست اسرار من

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر